سال 91
سلام گلم ، به دلیل کمبود وقت نشد زودتر پست مربوط به تبریک سال 91 برات بذارم...
از اونجاییکه روز 27 اسفند ماه تب لرز گرفتم، و مجبور شدم بریم خونه مامان جون، کارهام تموم نشده بود... شب سال تحویل تا ساعتهای3 مشغول نظافت نهاییه خونه بودم...
لحظه ی تحویل سال 8:44صبح بود... امسال اولین سالی بود که من و بابا و تو با هم بودیم و لحظه ی با شکوهی و تجربه کردیم...
به احترام عزادار بودن بابا نمی خواستم سفره ی هفت سین بندازم که بابا از این کار منصرفم کرد...

امسال عید دیدنیهامون رنگ و بوی خاص خودش و داشت... تقریبا تا امروز عید دیدنیهامون تموم شده... شما هم حسابی با ما همکاری کردی و اذیت نشدیم، کلا از در جمع بودن لذت میبری و کلی سرحال میشی...
امیدوارم امسال سال خوبی باشه و همه ی عزیزان به هرآنچه که به صلاحشون هست و آرزو دارن برسن، آمین...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سال 91
